باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی
Loading...

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمیReviewed by amirmohammad on Nov 23Rating: 4.5باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمیباسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

با سینه ای که آتش از آن شعله میکشید

ناله برای کشته ی دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

گاه سحر به جانب جانانه پر کشید

در انتظار آمدن میوه ی دلش

پا را به سوی قبله چونان محتضر کشید

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

شرار زهر آتش زده همه عمق وجودم را

به فریادم برس اتش گرفتم سوختم مادر

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی بروی ماه کبود پسر کشید

شمس و شموس روی زمین افتاده و

فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

آه از دمی که زینب کبری غم نصیب

آمد تن امام زمانش به بر کشید

با دست زخم خورده ی خود دختر علی

تیر شکسته از تن ارباب در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه ی یاسش تبر کشید

باسینه ای که آتش ازآن شعله میکشید ازکریمی

با سینه ای که آتش از آن شعله میکشید

ناله برای کشته ی دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

گاه سحر به جانب جانانه پر کشید

در انتظار آمدن میوه ی دلش

پا را به سوی قبله چونان محتضر کشید

شرار زهر آتش زده همه عمق وجودم را

به فریادم برس اتش گرفتم سوختم مادر

سینه زنان دریده گریبان پسر رسید

دستی بروی ماه کبود پسر کشید

شمس و شموس روی زمین افتاده

 

کانال تلگرام موزیک پاتوق کانال تلگرام موزیک پاتوق

متن روضه با سینه ای که آتش از آن شعله میکشید حاج محمود کریمی
موزیک پاتوق (MP3PATOGH.COM)
با سینه ای که آتش از آن شعله میکشید
ناله برای کشته ی دیوار و در کشید
او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف
آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید
او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف
یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود
گاه سحر به جانب جانانه پر کشید
در انتظار آمدن میوه ی دلش
پا را به سوی قبله چونان محتضر کشید
شرار زهر آتش زده همه عمق وجودم را
به فریادم برس اتش گرفتم سوختم مادر
سینه زنان دریده گریبان پسر رسید
دستی بروی ماه کبود پسر کشید
شمس و شموس روی زمین افتاده و
فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید
آه از دمی که زینب کبری غم نصیب
آمد تن امام زمانش به بر کشید
با دست زخم خورده ی خود دختر علی
تیر شکسته از تن ارباب در کشید
گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها
آمد ز پای ساقه ی یاسش تبر کشید
موزیک پاتوق (MP3PATOGH.COM)