مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه
Loading...

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمهReviewed by amirmohammad on Nov 5Rating: 4.5مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمهمداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه

 

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه

می باره بارون روی سر مجنون توی خیابون رویایی

میلرزه پاهاش بارونیه چشماش میگه خدایی تو آقایی

من مانوسم با حرمت آقا حرم تو والله برام بهشته

انگار دستی اومده و از غیب روی دلم اینجور برات نوشته
کربلا کربلا کربلا اللهم ارزقنا

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه
میدونم آخر میرسه یه روزه کنار تو آروم بگیرم

با چشمای تر یا که توی هیئت یا وسط روضه بمیرم

یادم میاد که مادرم هرشب منو میاوردش میون هیئت

یادم میاد مادر من با اشک می گفت تو رو کشتن تو اوج غربت

کوچیک بودم که مادرم حرز تو گردنم می گرد

وقتی محرم میومد لباس سیاه تنم می کرد

بزرگترای من منو به مجلس تو برده ان

هوامو داشته باش آقا منو به تو سپرده ان
می باره بارون روی سر مجنون توی خیابون رویایی

میلرزه پاهاش بارونیه چشماش میگه خدایی تو آقایی

من مانوسم با حرمت آقا حرم تو والله برام بهشته

انگار دستی اومده و از غیب روی دلم اینجور برات نوشته

می باره بارون روی سر مجنون توی خیابون رویایی

میلرزه پاهاش بارونیه چشماش میگه خدایی تو آقایی

من مانوسم با حرمت آقا حرم تو والله برام بهشته

انگار دستی اومده و از غیب روی دلم اینجور برات نوشته

مداحی میباره بارون از سید مجید بنی فاطمه
کربلا کربلا کربلا اللهم ارزقنا
میدونم آخر میرسه یه روزه کنار تو آروم بگیرم

با چشمای تر یا که توی هیئت یا وسط روضه بمیرم

یادم میاد که مادرم هرشب منو میاوردش میون هیئت

یادم میاد مادر من با اشک می گفت تو رو کشتن تو اوج غربت

کوچیک بودم که مادرم حرز تو گردنم می گرد

وقتی محرم میومد لباس سیاه تنم می کرد

بزرگترای من منو به مجلس تو برده ان

هوامو داشته

 

کانال تلگرام موزیک پاتوق کانال تلگرام موزیک پاتوق

می باره بارون روی سر مجنون توی خیابون رویایی

میلرزه پاهاش بارونیه چشماش میگه خدایی تو آقایی

من مانوسم با حرمت آقا حرم تو والله برام بهشته

انگار دستی اومده و از غیب روی دلم اینجور برات نوشته

کربلا کربلا کربلا اللهم ارزقنا

میدونم آخر میرسه یه روزه کنار تو آروم بگیرم

با چشمای تر یا که توی هیئت یا وسط روضه بمیرم

یادم میاد که مادرم هرشب منو میاوردش میون هیئت

یادم میاد مادر من با اشک می گفت تو رو کشتن تو اوج غربت

کوچیک بودم که مادرم حرز تو گردنم می گرد

وقتی محرم میومد لباس سیاه تنم می کرد

بزرگترای من منو به مجلس تو برده ان

هوامو داشته باش آقا منو به تو سپرده ان

می باره بارون روی سر مجنون توی خیابون رویایی

میلرزه پاهاش بارونیه چشماش میگه خدایی تو آقایی

من مانوسم با حرمت آقا حرم تو والله برام بهشته

انگار دستی اومده و از غیب روی دلم اینجور برات نوشته